پرسشنامه یادگیری کُلب (LSI)

يادگيري و بهبود آن محور فعاليت تمام نهادهاي آموزشي است. يكي از مهم ترين عوامل بسيار مؤثر بر يادگيري ، سبكهاي يادگيري آنهاست. آگاهي از نوع سبك يادگيري ، در استفاده بهينه از انواع سبكهاي يادگيري مختلف كمك مي كند.

در نظریه یادگیری کلب، یادگیری به‌عنوان یک چرخه چهار مرحله‌ای در نظر گرفته می‌شود. اول، تجربیات فوری و ملموس به‌عنوان مبنایی برای مشاهده عمل می‌کند. در مرحله بعد، فرد به این مشاهدات فکر می‌کند و شروع به ساختن یک نظریه کلی از معنای این اطلاعات می‌کند. در مرحله بعدی یادگیرنده بر اساس فرضیه خود مفاهیم و تعمیم‌های انتزاعی را شکل می‌دهد. درنهایت، یادگیرنده این مفاهیم را در موقعیت‌های جدید آزمایش می‌کند. سپس، فرآیند یک بار دیگر به اولین مرحله برمی‌گردد 

این پرسشنامه از 12 جمله تشکیل شده و برای هر جمله چهار گزینه پیشنهاد شده است. آزمودنی، پاسخ پیشنهادی را با توجه با نحوه یادگیری خود، از نمره 1 تا 4 رتبه بندی می کند. به این ترتیب در هر جمله به گزینه ای که بیشترین مطابقت را با سبک یادگیری آزمودنی دارد نمره 4، به گزینه ای که در حد متوسط با سبک یادگیری آزمودنی مطابقت دارد نمره 3، به گزینه ای که در حد ضعیف با سبک یادگیری آزمودنی مطابقت دارد نمره 2 و به گزینه ای که با سبک یادگیری آزمودنی مطابقت ندارد نمره 1 داده می شود.

 هريك از 12 سؤال پرسشنامه به ترتيب داراي چهار گزينه: تجربه عيني  (CE)، اهده تأملي (RO)، مفهوم سازي انتزاعي (AC)، و آزمايشگري فعال (AE)، مي باشد. از اين چهار قسمت در دوازده سؤال چهار نمره بهدست ميآيد كه اين چهار نمره نشانگر چهار شيوه يادگيري است، به طوري كه نمره حاصل از جمع نمرات گزينه اول هر 12 سؤال، شيوه يادگيري تجربه عيني (feeling)، دومين گزينه،شيوه يادگيري مشاهده تأملي (watching)، سومين گزينه، شيوه يادگيري مفهومسازي انتزاعي (thinking) و چهارمين گزينه، شيوه يادگيري آزمايشگري فعال (doing) را نشان ميدهد. از تفريق دو به دوي اين شيوهها، يعني تفريق مفهوم سازي انتزاعي از تجربه عيني و آزمايشگري فعال از مشاهده تأملي دو نمره بدست ميآيد. اين دو نمره بر روي دو محور مختصات قرار ميگيرند: يكي محور عمودي (تجربه عيني- مفهوم سازي انتزاعي AC-CE) و ديگري محور افقي (مشاهده تأملي- آزمايشگري فعال AE-RO) اين دو محور مختصات چهار ربع يك مربع را تشكيل ميدهند كه تحت عناوين سبك يادگيري واگرا، همگرا، جذب كننده، انطباق يابنده در يكي از ربعهاي مربع قرار ميگيرند

 

سبک‌های یادگیری کُلب (LSI)

1- سبک یادگیری تجربه عینی

در این مرحله از چرخه یادگیری، فرد از طریق تجربیات خاص می‌آموزد، با افراد ارتباط برقرار می‌کند، نسبت به احساسات افراد حساس است. فرد بیشتر بر احساسات و توانایی‌های درونی خود متکی است تا رویکردی سامانمند برای حل مسائل و موقعیت‌ها. فرد به احساسات خود اعتماد دارد و نمی‌تواند نسبت به مسائل و مشکلات ذهن باز و انعطاف‌پذیر داشته باشد. تجربه عینی را می‌توان معادل احساس کردن دانست.

 

2- سبک یادگیری مشاهده تأملی

این افراد با نگاه کردن به اشیا از جنبه‌های مختلف و جستجوی مفاهیم و معنای آن‌ها یاد می‌گیرند. اکثر افکار و موقعیت‌ها را از دیدگاه‌های مختلف درک می‌کند. آن‌ها بر عینیت، صبر و قضاوت دقیق تکیه می‌کنند، اما لزوماً اقدامی نمی‌کنند. همچنین این افراد برای شکل دادن به عقاید خود به افکار و نظریه‌ها مراجعه می‌کنند. مشاهده انعکاسی را می‌توان معادل فعل مشاهده کردن در نظر گرفت.

 

3- سبک یادگیری مفهوم‌سازی انتزاعی

این بعد شامل تحلیل منطقی دیدگاه‌ها، طراحی سامانمند بوده و مبتنی بر درک منطقی موقعیت‌ها است. درنتیجه، در این مرحله از یادگیری، فرد برای درک مشکلات و موقعیت‌ها به‌جای احساس، از منطق و تفکر استفاده می‌کند. مفهوم‌سازی انتزاعی را می‌توان معادل فکر کردن دانست.

 

4- سبک یادگیری آزمایشگری فعال

این بعد شامل توانایی تهیه ابزار و ریسک کردن و تأثیرگذاری بر افراد و رویدادها است. در این مرحله، یادگیری شکل فعال به خود می‌گیرد، یعنی تبدیل به تجربه‌ای برای تأثیرگذاری و تغییر موقعیت می‌شود. علاوه بر این، فرد فقط موقعیت را مشاهده نمی‌کند، بلکه علایق واقعی و رویکردی فعال به مشکل دارد. آزمایشگری فعال را می‌توان معادل انجام دادن در نظر گرفت.

از ترکیب این سبک‌های یادگیری چهار سبک به نام‌های واگرا، جذب‌کننده، همگرا و انطباقی ​​به دست می‌آید.

 

5- سبک یادگیری واگرا

افراد با سبک یادگیری واگرا می‌توانند با آزمایش و مشاهده یاد بگیرند. این افراد توانایی دیدن موقعیت‌های مختلف از زوایای مختلف و سازمان‌دهی برخی ارتباطات به‌عنوان یک کل معنادار را دارند. این افراد عموماً دارای تخیل و احساس قوی هستند. تیپ شخصیتی این افراد درون‌گرا و عاطفی است. افراد با سبک یادگیری متفاوت بیشتر به هنر، تاریخ، زبان و روانشناسی علاقه دارند و در حرفه خود اغلب کارهای هنری و خدمات اجتماعی انجام می‌دهند.

 

6- سبک یادگیری جذب‌کننده

یادگیرندگان با سبک یادگیری جذب‌کننده بیشتر با تفکر و نگاه دقیق یاد می‌گیرند. این افراد اطلاعات را به‌خوبی سازمان‌دهی می‌کنند و از مفاهیم انتزاعی برای درک موقعیت استفاده می‌کنند. این افراد در درک اطلاعات و تبدیل آن به خلاصه‌ای دقیق و منطقی توانمند هستند. تیپ شخصیتی این افراد درون‌گرا و شهودی است. افرادی که سبک یادگیری جذب‌کننده دارند بیشتر به ریاضیات، فیزیک و علوم پایه علاقه دارند و اغلب در حرفه خود کارهای تحقیقاتی انجام می‌دهند.

 

7- سبک یادگیری همگرا

افرادی که سبک یادگیری آن‌ها همگرا است می‌توانند با تفکر در مورد موضوعات و انجام آن فعالیت‌ها عملاً یاد بگیرند. این گروه از افراد در استفاده از ایده‌ها و نظریه‌ها برای حل مسائل خاص موفق هستند. تیپ شخصیتی این افراد برونگرا و منعکس‌کننده است. افرادی که سبک یادگیری آن‌ها متمرکز است بیشتر به مهندسی و پزشکی علاقه دارند و در حرفه خود معمولاً مهندسی فنی و پزشکی انجام می‌دهند.

 

8- سبک یادگیری انطباقی

افرادی که سبک یادگیری تطبیقی ​​دارند با آزمایش و انجام دادن یاد می‌گیرند. بزرگ‌ترین مهارت این گروه کار با اشیا و کسب تجربیات جدید در حین انجام فعالیت است. این افراد از درگیر کردن خود با تجارب تازه و چالش‌برانگیز لذت می‌برند. تیپ شخصیتی این افراد برونگرا و حسی است. افراد دارای سبک یادگیری تطبیقی ​​بیشتر به آموزش، ارتباطات و پرستاری علاقه دارند و در حرفه خود اغلب در زمینه فروش، تجارت و آموزش کار می‌کنند.

آزمون سبک‌های یادگیری کلب تمامی موارد مطرح‌شده را موردبررسی قرار می‌دهد و یکی از معتبرترین و پرکاربردترین آزمون‌های سبک‌های یادگیری در مطالعات علمی و عمومی است.

 

ترکیب سبک های یادگیری

·         از ترکیب دو سبک یادگیری تجربه‌ی عینی و مشاهده‌ی تأملی به وجود می‌آید.

·         از ترکیب دو سبک یادگیری تفکر انتزاعی و مشاهده‌ی تأملی به دست می‌آید.

·         از ترکیب دو سبک یادگیری مفهوم‌سازی انتزاعی و آزمایش‌گری فعال به دست می‌آید.

·         از ترکیب دو سبک یادگیری کسب تجربه‌ی عینی و آزمایش‌گری فعال به دست می‌آید.